...*دل خستــــه*...


سری جدید جملکس های عاشقانه و رمانتیک +عکس


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
پنج شنبه 4 دی 1393برچسب:, ساعت 11:59 توسط ...*دل خستــــه*...✘

 

برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
پنج شنبه 4 دی 1393برچسب:, ساعت 11:35 توسط ...*دل خستــــه*...✘


Gittin mi sahiden gittin mi


Bir devir daha bitti mi böyle


Sen hep biraz benim kalmıştın


E hep kalamazdın ya öyle

Mühim haber tez duyulur malum


Rüyasını da gördüm önce


Açıkcası biraz buruldum


Ama sevindim de duyunca

Üzülme üzülürüm kıyamam sana


Bilirsin kötü söz diyemem sana


Ben düşler ülkesinin gelgit akıllısıyım


Ayrılık hakikaten sonradan koydu bana

Ne emeğini inkar etmem


Ne hakkını ödemem mümkün


Hakkettiğin içine sinsin


Oof sen altın kalpli bir adamsın

Üzülme üzülürüm kıyamam sana


Bilirsin kötü söz diyemem sana


Ben düşler ülkesinin gelgit akıllısıyım


Ayrılık hakikaten sonradan koydu bana



Benim hemen geceye akmam lazım


Bu gece beyoğlunu yıkmam lazım


Anı için ruhuna orta yerinde


Pasajın çiçek gibi ah be cancağızım


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
پنج شنبه 4 دی 1393برچسب:, ساعت 11:22 توسط ...*دل خستــــه*...✘

عشق اول هیچ وقت فراموش نمیشه

چون اولین حسه كه تنهاییتو پر كرده

چون قلبت اولین تلنگر رو خورده

مثه روز اول مدرسه ...

هیچ كس اولین روز مدرسشو فراموش نمیكنه


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:54 توسط ...*دل خستــــه*...✘

دی ماهی در یک رابطه عشق واقعی :

اگه اون دی ماهی مغرور باشه !

هرچقدر براش عزیز تر بشی ، بیشتر اذیتت میکنه ، نکه مرض داشته باشه ها ! فقط واسه اینکه ببینه چقدر لیاقت عشق داری ! بهت میگه دوست داره ، خیلی زیاد ! شاید گاهی ام عشقم صدات کنه ، ولی از رفتارش میفهمی که عشقش نیستی ! این اذیتا فقط و فقط واسه اینه که میخواد یه روزی "عشقی" رو بهت هدیه کنه که هیچ وقت نمیتونی تجربه ش کنی ، هیچوقت !

گاهی دی ماهی زود عصبی میشه و هرچی از دهنش درمیاد میگه ! مشکل اون دی ماهی نیست !
چون وقتی که آرومه بهت میگه وقتی عصبیم یا آرومم کن یا سکوت کن ، ولی وقتی اون عصبی میشه توام پا به پاش میای ، طبیعیه که بد میشه !

دی ماهی به همون اندازه که زود عصبی میشه ! زود آروم میشه ، اگه توام مث اون عصبی شده باشی ، وقتی آروم شه ازت دلخوره و سراغت نمیاد ، که تو اسمشو میزاری بی توجهی ! ولی بی توجهی نیست ، دی ماهی وقتی ازت دلخوره نمیتونه کنارت باشه ! همین ...

دی ماهی برای عشقش میجنگه ! پا پس نمیکشه

دی ماهی برای جبران گذشته ش و بدست آوردن دل عشقش همه کار میکنه
حتی اگه از چشم طرفش افتاده باشه ، و طرفش دیگه نخوادش بازم دی ماهی جای خودشو بدست میاره !

دی ماهی هیچوقت تو رابطه ش نمیگه : "حــــالمو بهم میزنی ! برام مهم نیستی ! دوسِت ندارم ! نمیخوامت ! ولم کن و ..."چون دوس داشتنش واقعیه ! چه برسه به عشقش ... !

وقتی برا یه دی ماهی مهم بشی ، تا آخر مهمی

دی ماهی نه اهل کینه س ، نه انتقام ، دلش مثل آب زلاله ! پس هیچوقت دم از نفرت و کینه و انتقام نمیزنه !
همیشه از زیبایی ها حرف میزنه !

فرصت دادن به دی ماهی توی عشق ، دلیل بر محتاج بودنت نیست !
فرصت دادن به دی ماهی فقط و فقط تجربه ی یه عشق پاک ، باصداقت ، بااحترام و نهایت توجهه !

فقط و فقط و فقط و باز هم فقط :
یه دی ماهی رو به جایی نرسونید که بگه :
دی مـــــاهـــی دیگه برنمیگرده !
چون ، توی سکوت میره ، نکه دیگه نخوادت ها !
دی ماهی وقتی بخوادت تا آخر عمر میخوادت !
فقط دلش دیگه جایی برا شکستن نداره !
فقط با یه لبخند تلخ نگات میکنه و دور میشه !
توی تنهایی از عشقتم بمیره دیگه نمیاد

وقتی دی ماهی بگه دیگه برنمیگرم :

یعنی دور آتیش عشقت ، مثل ماه تولدش یخ بسته !
یعنی این آتیش گاهی یخ دلشو آب میکنه و اون آب از گوشه چشمش میچکه !
یعنی ســـــــکوتی سرد تر از سرمای "دی ماه" !
یعنی دیگه سراغت نمیاد ، چون نمیخواد باز دلش بشکنه !

حرف آخر : حتی اگه یه دی ماهی خیلی در حقت بدی کرد ، ولی آخر سر عشقشو بهت ثابت کرد ، بهش فرصت بده ! توی "عشق" دی ماهی ، پشیمونی معنایی نداره

 

 

دی ماهی غــــــرورش را خیلی زیاد.

 

شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش...

 

دوست می دارد

 

حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر

 

کسی، نادیده بگیرد ،

 

چه قدر دوســتت دارد!

 

و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد!

 


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:46 توسط ...*دل خستــــه*...✘

هی به خودت میگی من دیگه فراموشش کردم ..

اصلا به من چه او الان کجاست و داره چیکار میکنه

اما یهو یاد اون روزا یه چیزی رو داخل گلوت

میترکونه...

که تا اشک نریزی خالی نمیشی...

 


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:42 توسط ...*دل خستــــه*...✘

هنر عاشقي من اين بود

که بي تو با تو بودم...


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:40 توسط ...*دل خستــــه*...✘

 ﻣﻴﮕﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺍﻣﺎ زمانی که ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺶ

 

ﺩﺍﻍ ﺩﻟﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﺸﻪ


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺑﻬﺶ

 

ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﺷﮏ ﺗﻮﭼﺸﻤﺎﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ...

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ زمانی ﮐﻪ

 

ﺧﯿﻠﯽﺗﻨﻬﺎﯾﯽﻋﮑﺴﺎﺷﻮ

 

ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑﻣﯿﺰﻧﯽ ..

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

 

ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ

 

ﺍﻭﻗﺎﺕﺩﺳﺘﺖ

 

ﻣﯿﺮﻩﺭﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﻪ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ...

ﻧﺰﻧﯽ ....

 

ﺑﺰﻧﯽ ... ﻧﺰﻧﯽ !!! ...

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻫﯽ ﻋﮑﺴﺸﻮ ﺟﻠﻮ،

 

ﻋﻘﺐ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﻭ ﻣﯿﺒﻮﺳﯿﺶ !!!

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ !

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

 

ﺍﻣﺎ ﺷﺒﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢﺧﻮﺍﺑﺖﻧﻤﯿﺒﺮﻩ ..

 

ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽﺩﺍﺭﻩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟


ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ

 

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....

ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ

 

ﭼﻘﺪﺭﺭﺭﺭﻣﻬﻤﻪ !!

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﻟﯽ

ﻣﻴﮕﻲ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ .

ﻧﮕﻮ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﺑﮕﻮ ﻣﻬﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ...!

 


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:38 توسط ...*دل خستــــه*...✘

چه تلخه …!
خـــــــــودت مجبور بشی بزاری بری
اما دلت باهات نیاد ...

 

راستش را بخواهی ...

 

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ !!
ﺣﺴﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ,با ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ...
ﺑﺎﺵ !
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﺻﻼ ...

 

ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩ !
ﺍﺻﻼ ... ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ !
ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﻦ ...
ﻋﺸﻖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...

 

 ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ...
ﻭ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ !

 

ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ...
ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ...
ﻧﺒﻮﺩﻥ ...

 

ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ...
ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺷﺪ

 

 ﻭ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ...
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ!

 

 ﮔﻔﺘﻢ ، ﻣﻦ شکاک ﻧﯿﺴﺘﻢ ... ﻭﻟﯽ حسودم !!
ﻭ حسادت ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ...

 

 ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ...
ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ...

 

 ﻋﺎﺷﻘﺖ ...ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ !
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﺸﺪ !! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ِ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺷﻮ ...
ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩ !ﻭ ﺑﺪﺍﻥ !
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ...همیشه

منتظر توست...

 


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:35 توسط ...*دل خستــــه*...✘

 

امـــروز دیدمت...

اما چه دیدنی...

احوالم رو ندیدی...

نفسم به شماره افتاد

وقتی بیشتر نگاهت کردم

بغض بودو نگاه...

و قطره ای محبوس در دیدگانم

دم و بازدم سینه ام دیگر نا نداشت،

ضربان قلبم بود و هق هق نفس هایم

نگاه کردنت آرمشی شد در وجودم...

یاد شبی افتادم که می خواستم خانه احساسم را

با تو بسازم کنار تو و برای تو...

 با رفتن تو...

 من به سهم تمام موجودات عالم گریستم

در سرزمین خیالم از هرکس سراغت را گرفتم

نشانی از تو نبود...

ولی من لحظه ای دیدمت،

و پلک های خسته ام طاقت نیاوردند

و بی امان بر چشمان خیسم تکرار شدند

چه دقایقی...

نفسگیر و سخت...

خواستم هم بغض آسمان شوم

گرچه باران هم از بی کسی اشکهایم شرم می کند

من ماندم و یک دنیا خاطره و یک مشت گلبرگ از جنس ماتم

می خواستم دنبالت بدوم

ولی یادم آمد که سهم دیگری هستی!

چه تلخ است...

بدان بی تو بودن تنها، غمی است.

که دردش را تاب نخواهم داشت.

میدانم که دیر رسیدم...

کاش آن روزها دوباره تکرار میشدند!

سهم من از تو بودن فقط نگاه شد

ومن فقط...

 از دوربرایت دست تکان می دهم

و می دانم مرا بخشیده ای...

فرشته ی زیبای من...

بدان که تمام وجودم مملو از تو است

باور می کنی...؟

با آخرین قطرات خونم ، نام تو را نوشته ام...

منی ک آرزوی دیدنت را حتی در خواب داشتم...

امروز از نزدیک دیدمت...

ولی...

 وقتی دیدمت پاهایم مرا یاری نکرد...

 و مغزم به دلم اجازه نداد که بایستم...

از کنارت که رد شدم!

شانه هایت خسته و افتاده بود.

سر به زیر و آروم میرفتی!

آنقدر، غرق درون خودت بودی که منو ندیدی...!

یعنی واقعا...!

سنگینی یک نگاه آشنا را حس نکردی...؟

خواستم سلامی کنم....

 ولی ...

دنیایت آنقدر شکننده بود که پشیمان شدم.

عبور کردم و خاطراتم زنده شد...

روزهایی که فراموش نمیشوند

 ولی...

  رنگ باخته اند و کمرنگ شده اند!

ایستادم و نگاهت کردم.

دور شدنت را فراموش نمیکنم....

 زیرا که برای گذشته ای بر باد رفته نیز احترام قائلم!

و هنوز امیدوارم ...

 

و باز در پایان حرفهایم...!

نمیدانم چه حسی بود...

 و نمیدانم چه باید میکردم...

ولی...!

ای کاش چشمان معصومت...

حتی برای لحظه ای کوتاه !

به چشمانم خیره می شد...


برچسب‌ ها: اבامـہ ے مـطلـب
دو شنبه 1 دی 1393برچسب:, ساعت 14:34 توسط ...*دل خستــــه*...✘

صفحه قبل 1 ... 12 13 14 15 16 ... 31 صفحه بعد